فرهنگ آریانپور
ورزه
#۲۱۴٬۷۷۰
job
کار، امر، سمت، شغل، ایوب، مقاطعه کارى کردن، دلالى کردن، کار شغل
work
کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن
profession
پیشه، حرفه، شغل، اقرار، اعتراف، حرفه یى، پیشگانى، پیشه کار