فرهنگ آریانپور
ورزش
#۲۱۴٬۷۰۷
sport
ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن
exercise
ورزش، تمرین، مشق، عمل کردن، استعمال کردن، تمرین دادن، به کار انداختن
callisthenics
ورزش، ورزش سبک
ploy
تمحید، عمل، اقدام، کار، امر، ورزش، خوشى، وجد
pastime
مشغولیات، سرگرمى، تفریح، کار وقت گذران، ورزش
practice
(practise =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن
practise
(practice =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن
athletics
علم ورزش، ورزشکارى، پهلوانى، زور ورزى physical education
exercitation
(exercise =) ـ ورزش، تمرین، مشق، عمل کردن، استعمال کردن، تمرین دادن، به کار انداختن