فرهنگ آریان‌پور

وردست

#۲۱۴٬۶۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

help

کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور

۲

legman

خبرنگار محلى، پادو

۳

second

دوم آن که، ثانیا

۴

sidekick

شخص تابع، آدم پیرو، شخص وابسته aide

۵

confrere

همقطار

۶

coadjutor

همیاور، همکار، معاون، یارى کننده