فرهنگ آریانپور
ورد
#۲۱۴٬۶۷۸
jaber
ورد، سخن تند و ناشمرده، گپ، گپ زنى، وراجى کردن، تند و ناشمرده گفتن
epode
بخش سوم غزل یا قصیده، ورد، افسونگرى
heddle
(در با فندگى) ورد، تارکش، تارگذران
slogan
خروش، نعره، ورد، تکیه کلام، شعار، آرم
formula
فورمول، فرمول، قاعده، دستور، قاعده رمزى، ورد
abracadabra
طلسم، ورد، سخن نامفهوم
mumbo jumbo
طلسم، ورد، سخنان نامفهوم
charm
افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن hocuspocus
spell
(past: spelt, spelled ; past participle: spelt, spelled) ـ هجى کردن، املاء کردن، درست نوشتن، پى بردن به، خواندن، طلسم کردن، دل کسى را بردن، سحر، جادو، طلسم، جذابیت، افسون، حمله ناخوشى، حمله