فرهنگ آریان‌پور

ورجه وورجه‌ کردن

#۲۱۴٬۶۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

hop

رازک، (در جمع) میوه رازک رازک زدن به، رازک بار آوردن، (در جمع) آبجو، افیون، لى لى کردن، روى یک پا جستن، جست و خیز کوچک کردن، رقصیدن، پرواز دادن، لنگان لنگان راه رفتن، پلکیدن

۲

jig

نوعى رقص تند، آهنگ رقص تند، جست و خیز سریع، شیرین کارى، با آهنگ تند رقص کردن، جست و خیز کردن، استهزاء کردن

۳

jolt

تکان دادن، دست انداز داشتن، تکان خوردن، تکان، تلق تلق، ضربت، یکه

۴

skip

(از روى چیزى) پریدن، ورجه ورجه کردن، از قلم اندازى، سفید گذاردن قسمتى از نقاشى، جست و خیز کردن، تپیدن، پرش کردن، رقص کنان حرکت کردن، لى لى کردن، بالا و پایین رفتن، جست، جست زدن، جست بزن

۵

caper

از روى شادى جست و خیز کردن، رقصیدن، جهش، جست و خیز، شادى

۶

jiggle

تکان آهسته، جنبش، آهسته تکان دادن