فرهنگ آریان‌پور

ورجه ورجه کردن

#۲۱۴٬۶۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

skip

(از روى چیزى) پریدن، ورجه ورجه کردن، از قلم اندازى، سفید گذاردن قسمتى از نقاشى، جست و خیز کردن، تپیدن، پرش کردن، رقص کنان حرکت کردن، لى لى کردن، بالا و پایین رفتن، جست، جست زدن، جست بزن

۲

frolic

سرور و نشاط، خوشى، جست و خیز، رقص، خوشى کردن، ورجه ورجه کردن