فرهنگ آریان‌پور

ورجه ورجه‌ کردن

#۲۱۴٬۶۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

romp

با جیغ و داد بازى کردن، سر و صدا

۲

bounce

بالا جستن، پس جستن، پریدن، گزاف گویى کردن، مورد توپ و تشر قرار دادن، بیرون انداختن، پرش، جست، گزاف گویى

۳

gambol

جست و خیز، ورجه ورجه (در رقص)، جست، جست و خیز کردن، پرش کردن