فرهنگ آریان‌پور

ورجه ورجه

#۲۱۴٬۶۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

gambol

جست و خیز، ورجه ورجه (در رقص)، جست، جست و خیز کردن، پرش کردن

۲

hop

رازک، (در جمع) میوه رازک رازک زدن به، رازک بار آوردن، (در جمع) آبجو، افیون، لى لى کردن، روى یک پا جستن، جست و خیز کوچک کردن، رقصیدن، پرواز دادن، لنگان لنگان راه رفتن، پلکیدن

۳

bounce

بالا جستن، پس جستن، پریدن، گزاف گویى کردن، مورد توپ و تشر قرار دادن، بیرون انداختن، پرش، جست، گزاف گویى

۴

volubility

روانى، چرب زبانى، فرزى، چرخندگى، تحرک