فرهنگ آریانپور
ورجه کردن
#۲۱۴٬۶۶۲
leap
(past: leaped, leapt ; past participle: leaped, leapt) ـ جست، پرش، خیز، جستن، دویدن، خیز زدن
spring
(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن
tumble
رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى