فرهنگ آریانپور
ورجه
#۲۱۴٬۶۶۰
bob
فریب دادن، از راه فریب و خدعه چیزى را به دست آوردن، ضربت زدن، سرزنش یا طعنه، شوخى، حقه، شاقول، وزنه قپان، منگوله، حرکت تند و سریع، سرود یا تصنیف، ضربت، یک شیلینگ
leap
(past: leaped, leapt ; past participle: leaped, leapt) ـ جست، پرش، خیز، جستن، دویدن، خیز زدن
spring
(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن
rebound
دوباره به جاى اول برگشتن، حرکت ارتجاعى داشتن، منعکس شدن، پس زدن، برگشتن، جهش کردن، داراى قوه ارتجاعى، واکنش، اعاده