فرهنگ آریان‌پور

ور زدن

#۲۱۴٬۵۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

gibber

تند و ناشمرده سخن گفتن، دست و پا شکسته حرف زدن، ور زدن، سخن تند و ناشمرده

۲

prattle

پرگویى کردن، حرف مفت زدن، ور زدن، ورور

۳

yak

(جانور شناسى) گاومیش دم کلفت، گاو نر و کوهان دار به طور مداوم حرف زدن، وراجى کردن، روده درازى

۴

prate

هرزه درایى کردن، پچ پچ، ورور، یاوه گویى، وراجى، پرگویى، یاوه گویى کردن، وراجى کردن

۵

gabble

سخن ناشمرده، گپ، وراجى، صداى غاز، ناشمرده حرف زدن، غات غات کردن (مثل غاز)، وراجى کردن

۶

jabber

ورور، سخن تند و ناشمرده، گپ، گپ زنى، پچ پچ، ورور کردن

۷

rattle

تو تو کردن، تلق تلق کردن، وراجى کردن، خر خر کردن، خر خر، تق تق، جغجغه