فرهنگ آریان‌پور

واگیردار

#۲۱۴٬۰۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

zymotic

تخمیرى، عفونى، واگیردار، مسرى

۲

contagious

واگیر، مسرى، واگیردار

۳

catching

(past: caught ; past participle: caught) ـ گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار

۴

epidemic

همه گیر، مسرى، واگیر، بیمارى همه گیر، عالمگیر، جهانى

۵

contagion

(پزشکى) واگیرى، سرایت، ناخوشى واگیر

۶

communicable

قابل ارتباط، مسرى

۷

transmissible

فرا فرستادنى، فرستادنى، انتقال پذیر، قابل سرایت، مسرى

۸

transmittable

قابل فرا فرستى، قابل پراکنى (به وسیله رادیو و غیره)