فرهنگ آریانپور
واگیردار
#۲۱۴٬۰۳۹
zymotic
تخمیرى، عفونى، واگیردار، مسرى
contagious
واگیر، مسرى، واگیردار
catching
(past: caught ; past participle: caught) ـ گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار
epidemic
همه گیر، مسرى، واگیر، بیمارى همه گیر، عالمگیر، جهانى
contagion
(پزشکى) واگیرى، سرایت، ناخوشى واگیر
communicable
قابل ارتباط، مسرى
transmissible
فرا فرستادنى، فرستادنى، انتقال پذیر، قابل سرایت، مسرى
transmittable
قابل فرا فرستى، قابل پراکنى (به وسیله رادیو و غیره)