فرهنگ آریانپور
واگیر
#۲۱۴٬۰۳۵
contagium
واگیر، میکرب سرایت دهنده مرض
contagious
واگیر، مسرى، واگیردار
infectious
واگیر، عفونى، مسرى، فاسد کننده
epidemic
همه گیر، مسرى، واگیر، بیمارى همه گیر، عالمگیر، جهانى
contagion
(پزشکى) واگیرى، سرایت، ناخوشى واگیر
catching
(past: caught ; past participle: caught) ـ گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار
communicable
قابل ارتباط، مسرى