فرهنگ آریانپور
واژگون کردن
#۲۱۳٬۴۲۶
upset
(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته
topple
از سر افتادن، برگشتن، واژگون کردن
reverse
وارونه، معکوس، معکوس کننده، پشت (سکه)، بدبختى، شکست، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن، پشت، معکوس کردن، برگشتن
overturn
واژگونى، واژگون کردن، برانداختن، مضمحل کردن، چپه کردن یا شدن