فرهنگ آریان‌پور

واژگون شدن

#۲۱۳٬۴۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

keel over

واژگون شدن، افتادن

۲

purl

مشروب مالت، آبجو داراى ادویه معطر، گلابتون، زرى، کوک برجسته و قلابى، حاشیه، حلقه دود یا بخار، صداى شرشر، زمزمه آب، مثل فرفره چرخیدن، واژگون شدن، زردوزى کردن، با شرشر جارى شدن، حلقه حلقه شدن

۳

capsize

(علوم نظامى) واژگون کردن کشتى، واژگون شدن

۴

tip

پول چاى، انعام، اطلاع محرمانه، ضربت آهسته، نوک گذاشتن، نوک دار کردن، کج کردن، سرازیر کردن، یک ور شدن، انعام دادن، محرمانه رساندن، نوک، سرقلم، راس، تیزى نوک چیزى

۵

crash

خرد کردن، درهم شکستن، ریز ریز شدن، سقوط کردن هواپیما، ناخوانده وارد شدن، صداى بلند یا ناگهانى (در اثر شکستن)، سقوط

۶

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته

۷

topple

از سر افتادن، برگشتن، واژگون کردن