فرهنگ آریان‌پور

واژگون

#۲۱۳٬۴۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

subversive

واژگون، ویران، توطئه گر، خرابکار، خرابکارانه

۲

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته

۳

converse

صحبت کردن، مذاکره کردن، محاوره کردن معکوس، واژگون، وارونه، عکس، مخالف، گفتگو، آمیزش، صحبت

۴

topsy turvy

وارونه، واژگون، سروته، درهم و بر هم

۵

upside down

وارونه، معکوس، واژگون

۶

over

بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش "

۷

inverse

وارونه، معکوس، برعکس، مقابل، برگشته، وارون inverse topsyturvy