فرهنگ آریانپور
ائتلاف کردن
#۲۱٬۲۸۶
coalesce
ائتلاف کردن، به هم آمیختن، یکى شدن، منعقد شدن
pool
تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن
colligate
بستن، متصل کردن، ائتلاف کردن
federalize
متحدشدن، ائتلاف کردن، فدرال شدن یا کردن