فرهنگ آریان‌پور

ائتلاف کردن

#۲۱٬۲۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

coalesce

ائتلاف کردن، به هم آمیختن، یکى شدن، منعقد شدن

۲

pool

تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن

۳

colligate

بستن، متصل کردن، ائتلاف کردن

۴

federalize

متحدشدن، ائتلاف کردن، فدرال شدن یا کردن