ائتلاف
#۲۱٬۲۷۹
coalition
ائتلاف، پیوستگى، اتحاد موقتى
pool
تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن
trust
اعتماد، ایمان، توکل، اطمینان، پشت گرمى، امید، اعتقاد، اعتبار، مسئولیت، امانت، ودیعه، اتحادیه شرکتها، ائتلاف، اعتماد داشتن، مطمئن بودن، پشت گرمى داشتن به
fusion
ذوب، گداختگى، آمیزش، امتزاج، ائتلاف یک شرکت با شرکت دیگر، ترکیب و امتزاج
synoecy
(synoeky =) ـ اتحاد و اتفاق، الحاق، ائتلاف، همزیستى
synoeky
(synoecy =) ـ اتحاد و اتفاق، الحاق، ائتلاف، همزیستى
integration
انتگرال گیرى، مجتمع سازى، ائتلاف، انضمام، یکپارچگى، اتحاد عناصر مختلف اجتماع
combine
با هم پیوستن، ملحق شدن، متحد شدن، آمیختن، (شیمى) ترکیب شدن، ماشین درو و خرمن کوبى، کمباین، ترکیب کردن
alliance
پیوستگى، اتحاد، وصلت، پیمان بین دول
combination
ترکیب، آمیزش