فرهنگ آریان‌پور

ائتلاف

#۲۱٬۲۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

coalition

ائتلاف، پیوستگى، اتحاد موقتى

۲

pool

تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن

۳

trust

اعتماد، ایمان، توکل، اطمینان، پشت گرمى، امید، اعتقاد، اعتبار، مسئولیت، امانت، ودیعه، اتحادیه شرکتها، ائتلاف، اعتماد داشتن، مطمئن بودن، پشت گرمى داشتن به

۴

fusion

ذوب، گداختگى، آمیزش، امتزاج، ائتلاف یک شرکت با شرکت دیگر، ترکیب و امتزاج

۵

synoecy

(synoeky =) ـ اتحاد و اتفاق، الحاق، ائتلاف، همزیستى

۶

synoeky

(synoecy =) ـ اتحاد و اتفاق، الحاق، ائتلاف، همزیستى

۷

integration

انتگرال گیرى، مجتمع سازى، ائتلاف، انضمام، یکپارچگى، اتحاد عناصر مختلف اجتماع

۸

combine

با هم پیوستن، ملحق شدن، متحد شدن، آمیختن، (شیمى) ترکیب شدن، ماشین درو و خرمن کوبى، کمباین، ترکیب کردن

۹

alliance

پیوستگى، اتحاد، وصلت، پیمان بین دول

۱۰

combination

ترکیب، آمیزش