فرهنگ آریان‌پور

وابسته بودن به

#۲۱۲٬۷۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

regard

ملاحظه، مراعات، رعایت، توجه، درود، سلام، بابت، باره، نگاه، نظر، ملاحظه کردن، اعتنا کردن به، راجع بودن به، وابسته بودن به، نگریستن، نگاه کردن، احترام regard an _

۲

deal

(past: dealt ; past participle: dealt) ـ مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن

۳

concern

ربط، بستگى، بابت، مربوط بودن به، (به صورت اسم مفعول) دلواپس کردن، (معنى مجازى) نگران بودن، اهمیت داشتن

۴

involve

گرفتار کردن، گیر انداختن، وارد کردن، گرفتار شدن، در گیر کردن یا شدن

۵

pertain

وابسته بودن، مربوط بودن، متعلق بودن، مناسب