فرهنگ آریانپور
وابسته بودن به
#۲۱۲٬۷۵۷
regard
ملاحظه، مراعات، رعایت، توجه، درود، سلام، بابت، باره، نگاه، نظر، ملاحظه کردن، اعتنا کردن به، راجع بودن به، وابسته بودن به، نگریستن، نگاه کردن، احترام regard an _
deal
(past: dealt ; past participle: dealt) ـ مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن
concern
ربط، بستگى، بابت، مربوط بودن به، (به صورت اسم مفعول) دلواپس کردن، (معنى مجازى) نگران بودن، اهمیت داشتن
involve
گرفتار کردن، گیر انداختن، وارد کردن، گرفتار شدن، در گیر کردن یا شدن
pertain
وابسته بودن، مربوط بودن، متعلق بودن، مناسب