فرهنگ آریانپور
وابریدن
#۲۱۱٬۲۰۱
ablate
از بیخ کندن، قطع کردن، (جراحى) بریدن و خارج کردن
amputate
بریدن، جدا کردن، زدن، قطع اندام کردن
interrupt
وقفه، ایجاد وقفه، گسیختن، حرف دیگرى را قطع کردن، منقطع کردن
#۲۱۱٬۲۰۱
از بیخ کندن، قطع کردن، (جراحى) بریدن و خارج کردن
بریدن، جدا کردن، زدن، قطع اندام کردن
وقفه، ایجاد وقفه، گسیختن، حرف دیگرى را قطع کردن، منقطع کردن