فرهنگ آریانپور
وابسته بودن
#۲۱۲٬۷۵۶
depend
وابسته بودن، مربوط بودن، منوط بودن، موکول بودن، توکل کردن
pertain
وابسته بودن، مربوط بودن، متعلق بودن، مناسب
appertain
وابسته بودن، مربوط بودن، متعلق بودن
hinge
لولا، بند، مفصل، (مجازى) مدار، محور، لولا زدن، (مجازى) وابسته بودن، منوط بودن بر
belong
تعلق داشتن، مال کسى بودن، وابسته بودن
bear
(past: bore ; past participle: borne, born) ـ بردن، حمل کردن، در بر داشتن، داشتن، زائیدن، میوه دادن، (مجازى) تاب آوردن، تحمل کردن، مربوط بودن (on و upon) ـ خرس، سلف فروشى سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتى ارزانتر از قیمت واقعى، (با حروف درشت) لقب روسیه و دولت شوروى
cohere
چسبیدن، رابطه خویشى داشتن
relate
باز گو کردن، گزارش دادن، شرح دادن، نقل کردن، گفتن
reside
اقامت داشتن، مسکن داشتن، مقیم شدن، مستقر بودن