فرهنگ آریان‌پور

وابسته بودن

#۲۱۲٬۷۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

depend

وابسته بودن، مربوط بودن، منوط بودن، موکول بودن، توکل کردن

۲

pertain

وابسته بودن، مربوط بودن، متعلق بودن، مناسب

۳

appertain

وابسته بودن، مربوط بودن، متعلق بودن

۴

hinge

لولا، بند، مفصل، (مجازى) مدار، محور، لولا زدن، (مجازى) وابسته بودن، منوط بودن بر

۵

belong

تعلق داشتن، مال کسى بودن، وابسته بودن

۶

bear

(past: bore ; past participle: borne, born) ـ بردن، حمل کردن، در بر داشتن، داشتن، زائیدن، میوه دادن، (مجازى) تاب آوردن، تحمل کردن، مربوط بودن (on و upon) ـ خرس، سلف فروشى سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتى ارزانتر از قیمت واقعى، (با حروف درشت) لقب روسیه و دولت شوروى

۷

cohere

چسبیدن، رابطه خویشى داشتن

۸

relate

باز گو کردن، گزارش دادن، شرح دادن، نقل کردن، گفتن

۹

reside

اقامت داشتن، مسکن داشتن، مقیم شدن، مستقر بودن