فرهنگ آریان‌پور

وابسته به معیار

#۲۱۲٬۵۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

standard

متعارف، معیار، استاندارد، همگون، الگو، قالب، مقرر، قانونى، نمونه قبول شده، معین، متعارفى، نشان، پرچم، متداول، مرسوم