واژههای فارسی←وابسته به کشتیرانی و دریانوردیفرهنگ آریانپوروابسته به کشتیرانی و دریانوردی#۲۱۲٬۳۳۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱maritimeبحرى، دریایى، وابسته به بازرگانى دریایى، وابسته به دریانوردى، استان بحرى یا ساحلىواژههای نزدیک در الفباوابرانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابرشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابرشگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابریدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر