واژههای فارسی←وابسته به سطح بدنفرهنگ آریانپوروابسته به سطح بدن#۲۱۲٬۰۴۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱peripheralپیرامونى، دوره اى، وابسته به محیط، (مجازى) خارجى، ثانوى، جنبىواژههای نزدیک در الفباوابرانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابرشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابرشگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابریدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر