فرهنگ آریان‌پور

وابسته به زنده بودن و زندگان

#۲۱۱٬۹۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

live

زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر