واژههای فارسی←وابسته به زنده بودن و زندگانفرهنگ آریانپوروابسته به زنده بودن و زندگان#۲۱۱٬۹۸۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱liveزندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایرواژههای نزدیک در الفباوابرانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابرشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابرشگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابریدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر