فرهنگ آریان‌پور

وابسته به درون سازمان

#۲۱۱٬۸۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

inside

درون، داخل، باطن، نزدیک بمرکز، قسمت داخلى، تو، اعضاى داخلى