فرهنگ آریان‌پور

وابسته به درون ساختمان

#۲۱۱٬۸۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

indoor

خانگى، زیر سقف، درونى، داخلى

۲

inside

درون، داخل، باطن، نزدیک بمرکز، قسمت داخلى، تو، اعضاى داخلى