واژههای فارسی←وابسته به جراحیفرهنگ آریانپوروابسته به جراحی#۲۱۱٬۶۵۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱surgicalوابسته به جراحى، عمل جراحى۲operativeعملى، کارگر، موثر، عامل، عمل کننده، قابل استفاده، دایرواژههای نزدیک در الفباوابرانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابرشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابرشگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابریدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر