فرهنگ آریان‌پور

وابسته به پیرامون

#۲۱۱٬۵۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

peripheral

پیرامونى، دوره اى، وابسته به محیط، (مجازى) خارجى، ثانوى، جنبى