واژههای فارسی←وابسته به بقایافرهنگ آریانپوروابسته به بقایا#۲۱۱٬۴۷۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱vestigial(vestige =) ـ نشان، اثر، جاى پا، رد پا، ذره، خرده، بقایاواژههای نزدیک در الفباوابرانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابرشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابرشگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابریدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر