واژههای فارسی←وابسته به امواج رادیوییفرهنگ آریانپوروابسته به امواج رادیویی#۲۱۱٬۳۶۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱radioرادیو، رادیویى، با رادیو مخابره کردن، پیام رادیویى فرستادنواژههای نزدیک در الفباوابرانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابرشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابرشگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابریدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر