فرهنگ آریانپور
هیچ وجه - به -
#۲۱۰٬۹۷۴
nix
حورى دریایى، هیچ، هیچکس، راى مخالف دادن، وتو کردن، منع کردن، اصلاً، به هیچ وجه، نه خیر
none
هیچ، هیچیک، هیچکدام، به هیچ وجه، نه، ابدا، اصلاً
aught
(anything =) ـ چیزى، هر چیزى، (ک.) هیچ چیز، به هیچ وجه، ابدا، صفر، هیچ چیز
nohow
به هیچ وجه، ابدا، بهر حال، ناجور
noway
به هیچ طریق، به هیچ وجه
anywise
به هیچ وجه، هیچ، ابدا
possibly
شاید، یحتمل، هیچ، به هیچ وجه، از روى امکان، اصلاً
absolutely
مطلق، غیر مشروط، مستقل، استبدادى، خود راى، کامل، قطعى، خالص، آزاد از قیود فکرى، غیر مقید، مجرد، (در هندسه فضایى اقلیدس) دایره نامحدود absolute
at all
به هیچ وجه، ابدا