هیچ
#۲۱۰٬۹۵۰
none
هیچ، هیچیک، هیچکدام، به هیچ وجه، نه، ابدا، اصلاً
nothing
هیچ، نیستى، صفر، بى ارزش، ابدا
nix
حورى دریایى، هیچ، هیچکس، راى مخالف دادن، وتو کردن، منع کردن، اصلاً، به هیچ وجه، نه خیر zilch حساب
any
چه، کدام، چقدر، (در جمع) (در پرسش) چه نوع، هیچ، (در جمله ى مثبت) هر، از نوع، هیچ نوع، هیچگونه
ever
همیشه، همواره، هرگز، هیچ، اصلاً، در هر صورت
whit
ذره، خرده، تکه، هیچ، ابدا، اندک
zero
صفر، هیچ، مبداء، محل شروع، پایین ترین نقطه، نقطه گذارى کردن، روى صفر میزان کردن
never
هرگز، هیچگاه، هیچ وقت، هیچ، ابدا، حاشا
nought
(naught =) ـ عدم، هیچ
nowise
ابدا، هیچ، به هیچ وجه، به هیچ عنوان
anywise
به هیچ وجه، هیچ، ابدا
possibly
شاید، یحتمل، هیچ، به هیچ وجه، از روى امکان، اصلاً
anything
هر چیز، هر کار، همه کار (در جمله ى مثبت) چیزى، (در پرسش و نفى) هیچ چیز، هیچ کار، به هر اندازه، به هر مقدار
no
نوبلیم - (No)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 102 و جرم مولى (اتمى) (259) گرم بر مول