فرهنگ آریان‌پور

هوا

#۲۱۰٬۳۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

air

هوا، هر چیز شبیه هوا (گاز، بخار)، باد، نسیم، جریان هوا، نفس، شهیق، استنشاق، (مجازى) نما، سیما، آوازه، آواز، آهنگ، بادخور کردن، آشکار کردن

۲

weather

هوا، تغییر فصل، آب و هوا، باد دادن، در معرض هوا گذاشتن، تحمل یا برگزار کردن

۳

welkin

طاق، آسمان، فلک، گنبد نیلگون، هوا

۴

wind

(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس