فرهنگ آریانپور
هوا
#۲۱۰٬۳۶۹
air
هوا، هر چیز شبیه هوا (گاز، بخار)، باد، نسیم، جریان هوا، نفس، شهیق، استنشاق، (مجازى) نما، سیما، آوازه، آواز، آهنگ، بادخور کردن، آشکار کردن
weather
هوا، تغییر فصل، آب و هوا، باد دادن، در معرض هوا گذاشتن، تحمل یا برگزار کردن
welkin
طاق، آسمان، فلک، گنبد نیلگون، هوا
wind
(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس