فرهنگ آریان‌پور

هو و جنجال

#۲۱۰٬۳۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

muss

درهم و بر هم یا کثیف کردن، تلاش، تقلا، کوشش، به هم خوردگى، درهم و برهمى