فرهنگ آریان‌پور

هنجار

#۲۱۰٬۰۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

norm

هنجار، اصل قانونى، قاعده، ماخذ قانونى، مقیاس یا معیار، حد وسط، معدل

۲

bezel

هنجار، گودى، نگین دان، پخ

۳

normalized

هنجار، هنجار شده

۴

normal

در حال عادى، معمولاً، به طور عادى یا طبیعى normally

۵

estate

ملک، املاک، دارایى، دسته، طبقه، حالت، وضعیت

۶

manner

راه، روش، طریقه، چگونگى، طرز، رسوم، عادات، رفتار، ادب، تربیت، نوع، قسم

۷

method

روش، اسلوب، طریقه، متد، شیوه، راه، طرز

۸

pleasant

خوش آیند، دلپذیر، خرم، مطبوع، پسندیده، خوش مشرب