فرهنگ آریان‌پور

هنج

#۲۱۰٬۰۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

norm

هنجار، اصل قانونى، قاعده، ماخذ قانونى، مقیاس یا معیار، حد وسط، معدل

۲

rule

قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش