فرهنگ آریان‌پور

همیشگی

#۲۰۹٬۹۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

usual

همیشگى، معمول، عادى، مرسوم، متداول

۲

perennial

همیشگى، دائمى، ابدى، جاودانى، پایا، همه ساله

۳

eternal

ابدى، ازلى، جاودانى، همیشگى، فناناپذیر، بى پایان، دائمى، پیوسته، مکرر، لایزال، جاوید

۴

habitual

معتاد، شخص دائم الخمر، عادى، همیشگى

۵

continual

پیوسته، پى درپى، دائمى، همیشگى، مکرر، متناوب

۶

perpetual

ابدى، همیشگى، مدام

۷

perdurable

ماندگار، پایدار، همیشگى، ابدى، با دوام

۸

abiding

پایدار، پایا، ساکن، وفا کننده، تاب آور، تحمل کننده

۹

agelong

بى انتها، طولانى alltime

۱۰

lasting

بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن last

۱۱

constant

ثابت، پایدار، ثابت قدم، با ثبات، استوار، وفادار، دائمى constant dateless deathless

۱۲

standing

(past: stood ; past participle: stood) ـ ایستادن، تحمل کردن، موضع، دکه، بساط، ایست کردن، توقف کردن، ماندن، راست شدن، قرار گرفتن، بودن، واقع بودن، واداشتن، عهده دار شدن، ایست، توقف، مکث، وضع، موقعیت، شهرت، مقام، پایه، میز کوچک، سه پایه، دکه دکان، ایستگاه، توقفگاه، جایگاه گواه در دادگاه، سکوب تماشاچیان مسابقات stand

۱۳

accustomed

عادت دادن، آشنا کردن، آشنا شدن، معتاد ساختن، معتاد شدن، عادت، خو گرفتن، انس گرفتن