فرهنگ آریان‌پور

همبستگی نزدیک داشتن

#۲۰۹٬۱۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

interweave

(past: interwove ; past participle: interwoven) ـ با هم بافتن، در هم بافتن، با هم آمیختن، مشبک کردن