فرهنگ آریان‌پور

همبستگی (2)

#۲۰۹٬۱۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

union

اجتماع، اتحاد، اتحادیه، اتحاد و اتفاق، یگانگى وحدت، اتصال، پیوستگى، پیوند، وصلت، الحاق، اشتراک منافع

۲

kinship

خویشى، خویشاوندى، قوم و خویشى، بستگى، نسبت

۳

liaison

رابطه نامشروع، بستگى، رابطه، ارتباط، رابط tieup

۴

affinity

وابستگى، پیوستگى، قوم و خویش سببى، نزدیکى

۵

alliance

پیوستگى، اتحاد، وصلت، پیمان بین دول

۶

adhesion

چسبیدگى، الصاق، (مجازى) طرفدارى، رضایت، موافقت، (پزشکى) اتصال و پیوستگى غیر طبیعى سطوح در آماس، (گیاه شناسى) آمیزش و به هم آمیختگى طبیعى قسمت هاى مختلف، (حقوق) الحاق، انضمام، قبول عضویت، همبستگى، توافق، الحاق دولتى به یک پیمان، کشش سطحى، دوسیدگى

۷

sodality

همراهى، دوستى، اتحاد، یگانگى، همبستگى

۸

integrity

تمامیت، بى نقص، درستى، امانت، راستى، بى عیبى، کمال

۹

connection

(connexion =) ـ پیوستگى، اتصال، وابستگى، نسبت، مقام، خویش، رابطه، بستگى

۱۰

solidarity

اتحاد، انسجام، به هم پیوستگى، مسئولیت مشترک، همکارى، همبستگى

۱۱

conjunction

عطف، ترکیب عطفى، پیوستگى، اتصال، اقتران، حرف ربط، حرف عطف

۱۲

integration

انتگرال گیرى، مجتمع سازى، ائتلاف، انضمام، یکپارچگى، اتحاد عناصر مختلف اجتماع

۱۳

correlation

ارتباط، ربط، همبستگى، بستگى دوچیز با هم