فرهنگ آریانپور
همبر
#۲۰۹٬۱۵۰
cross
صلیب، خاج، چلیپا، علامت ضربدر یا به اضافه، حدوسط، ممزوج، دورگه، اختلاف، مرافعه، تقلب، نادرستى، قلم کشیدن بر روى، گذشتن، عبور دادن، مصادف شدن با، رو به رو شدن، قطع کردن، دورگه کردن (مثل قاطر)، پیوند زدن، کج خلقى کردن، خلاف میل کسى رفتار کردن
crisscross
تقاطى، مورب، متقاطع، تقاطع کردن
transverse
متقاطع، خط قاطع، (کالبد شکافى) عضله مستعرضه