فرهنگ آریان‌پور

هم چشمی‌ کردن

#۲۰۸٬۵۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

vie

رقابت کردن، هم چشمى کردن، رقیب شدن

۲

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت