فرهنگ آریان‌پور

هم چسبیده - به -

#۲۰۸٬۵۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

adnate

حاصل، اندوخته، فراگرفته، (گیاه شناسى، جانور شناسى) به هم چسبیده، توام، مربوط به اعضا ى تناسلى توام

۲

seried

تنگ هم، به هم چسبیده، به هم فشرده، مضرس

۳

serried

تنه هم، به هم چسبیده

۴

adherent

(گیاه شناسى) به هم چسبیده، تابع، پیرو، هواخواه، طرفدار

۵

concrete

سفت کردن، با شفته اندودن یا ساختن، به هم پیوستن، ساروج کردن واقعى، به هم چسبیده، سفت، بتون، ساروج شنى، اسم ذات

۶

impacted

به هم چسبیده، با هم جوش خورده (مثل انتهاى استخوان هاى شکسته)، با هم جمع شده، کار گذاشته شده، میان چیزى گیر کرده، تحت فشار

۷

coadunate

پیوسته، به هم چسبیده، با هم روئیده