فرهنگ آریانپور
هم چسبیده - به -
#۲۰۸٬۵۵۶
adnate
حاصل، اندوخته، فراگرفته، (گیاه شناسى، جانور شناسى) به هم چسبیده، توام، مربوط به اعضا ى تناسلى توام
seried
تنگ هم، به هم چسبیده، به هم فشرده، مضرس
serried
تنه هم، به هم چسبیده
adherent
(گیاه شناسى) به هم چسبیده، تابع، پیرو، هواخواه، طرفدار
concrete
سفت کردن، با شفته اندودن یا ساختن، به هم پیوستن، ساروج کردن واقعى، به هم چسبیده، سفت، بتون، ساروج شنى، اسم ذات
impacted
به هم چسبیده، با هم جوش خورده (مثل انتهاى استخوان هاى شکسته)، با هم جمع شده، کار گذاشته شده، میان چیزى گیر کرده، تحت فشار
coadunate
پیوسته، به هم چسبیده، با هم روئیده