فرهنگ آریان‌پور

هم چسبی

#۲۰۸٬۵۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

agglutination

هم چسبى، عمل چسباندن، (پزشکى) التیام زخم، (دستور زبان) ترکیب لغات ساده و اصلى به صورت مرکب

۲

syndesis

به هم پیوستگى، به هم بستگى، هم چسبى

۳

adhesion

چسبیدگى، الصاق، (مجازى) طرفدارى، رضایت، موافقت، (پزشکى) اتصال و پیوستگى غیر طبیعى سطوح در آماس، (گیاه شناسى) آمیزش و به هم آمیختگى طبیعى قسمت هاى مختلف، (حقوق) الحاق، انضمام، قبول عضویت، همبستگى، توافق، الحاق دولتى به یک پیمان، کشش سطحى، دوسیدگى