فرهنگ آریانپور
هم بافتن - در -
#۲۰۸٬۴۰۷
interlace
درهم بافتن، به هم پیچیدن، در هم آمیختن، در هم بافتن، مشبک کردن، از هم گذراندن، تقاطع کردن
interweave
(past: interwove ; past participle: interwoven) ـ با هم بافتن، در هم بافتن، با هم آمیختن، مشبک کردن