فرهنگ آریانپور
هم انباشتن - روی -
#۲۰۸٬۳۷۴
bank
بانک، کنار، لب، ساحل، ضرابخانه، روى هم انباشتن، در بانک گذاشتن، کپه کردن، بلند شدن (ابر یا دود) به طور متراکم، بانکدارى کردن
huddle
روى هم ریختن، روى هم انباشتن، ناقص انجام دادن، ازدحام کردن، مخفى کردن، درهم ریختگى، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه
pyramid
(هندسه) هرم، (در جمع) اهرام، شکل هرم ساختن، روى هم انباشتن
accumulate
انباشتن، جمع شده، جمع شونده، اندوختن، روى هم انباشتن
stack up
روى هم انباشتن، جمع کردن، اندازه گرفتن