نوبت
#۲۰۴٬۰۹۱
periodicity
نوبت، دورى، تناوب، حالت تناوبى، دوره
heat
گرما، گرمى، حرارت، تندى، خشم، عصبانیت، اشتیاق، وهله، نوبت، تحریک جنسى زنان، طلب شدن جانور، فحلیت، گرم کردن، برانگیختن، بهیجان آمدن، گرم شدن
tour
گشت، سفر، مسافرت، سیاحت، ماموریت، نوبت، گشت کردن، سیاحت کردن
round
گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد
inning
زمین باز یافته (از دریا یا مرداب)، تصدى، ورود، نوبت
period
دوره، نقطه، مدت، موقع، گاه، وقت، روزگار، عصر، گردش، نوبت، ایست، مکث، نقطه پایان جمله، جمله کامل، قاعده زنان، طمث، حد، پایان، نتیجه غایى، کمال، منتها درجه، دوران مربوط به دوره بخصوصى
reprise
وهله، نوبت، خسارت، خرج، تلافى کردن
alternation
تناوب، یک در میانى، نوبت
intermittence
مکث، فاصله، نوبت، تناوب
spell
(past: spelt, spelled ; past participle: spelt, spelled) ـ هجى کردن، املاء کردن، درست نوشتن، پى بردن به، خواندن، طلسم کردن، دل کسى را بردن، سحر، جادو، طلسم، جذابیت، افسون، حمله ناخوشى، حمله spell time trick
sitting
(past: sat ; past participle: sat) ـ نشستن، جلوس کردن، قرار گرفتن sit
rotation
(rotational =) ـ چرخش، دوران، گردش به دور