فرهنگ آریان‌پور

نوباوه

#۲۰۴٬۰۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sprig

شاخه کوچک، ترکه، بوته، میخ کوچک بى سر، نوباوه، جوانک، گلدوزى کردن، به شکل شاخ و برگ در آوردن

۲

young

جوان، تازه، نوین، نوباوه، نورسته، برنا

۳

kid

بزغاله، چرم بزغاله، کودک، بچه، کوچولو، دست انداختن، مسخره کردن

۴

slip

لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن

۵

child

بچه، کودک، طفل، فرزند

۶

youth

نوباوگان، جوانى، شباب، شخص جوان، جوانمرد، جوانان