فرهنگ آریان‌پور

نمایان

#۲۰۲٬۸۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

ostensible

نمایان، ظاهر، قابل نمایش، صورى

۲

salient

برجسته، نمایان، رو به بیرون، (به زبان شوخى) جست و خیز کننده

۳

visible

پیدا، پدیدار، مریى، نمایان، قابل رویت، دیده شدنى

۴

dominant

چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر

۵

egregious

فاحش، بزرگ، برجسته، نمایان، انگشت نما

۶

seeming

به نظر آمدن، نمودن، مناسب بودن، وانمود شدن، وانمود کردن، ظاهر شدن

۷

outward

(outwards =) ـ به طرف خارج، بیرونى، ظاهرى

۸

apparent

پیدا، آشکار، ظاهر، معلوم، وارث مسلم

۹

conspicuous

انگشت نما، پدیدار، آشکار، توى چشم خور