فرهنگ آریان‌پور

نم زن

#۲۰۲٬۷۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

damper

نم، رطوبت، دلمرده کردن، حالت خفقان پیدا کردن، مرطوب ساختن damp

۲

wetter

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن wet