فرهنگ آریانپور
نم زن
#۲۰۲٬۷۵۳
damper
نم، رطوبت، دلمرده کردن، حالت خفقان پیدا کردن، مرطوب ساختن damp
wetter
(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن wet
#۲۰۲٬۷۵۳
نم، رطوبت، دلمرده کردن، حالت خفقان پیدا کردن، مرطوب ساختن damp
(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن wet